الشيخ المنتظري
249
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
همين نهج البلاغه و دويست و دوازدهم نهج البلاغه فيض الاسلام گفته است اين است كه : « و اقسم به من تقسم الامم كلّها به ، لقد قرأت هذه الخطبة منذ خمسين سنة و الى الآن اكثر من الف مرّة ، ماقرأتها قطّ الاّ و احدثت عندى روعةً و خوفاً و عظةً ، و اثرت فى قلبى وجيباً ، و فى اعضائى رعدة ، و لا تأملتها الاّ و ذكرت الموتى من اهلى و اقاربى و ارباب ودّى ، و خيّلت فى نفسى انّى انا ذلك الشّخص الّذى وصف ( عليه السلام ) حاله » ( 1 ) : به آن كسى كه همه امّتها به او سوگند ياد مىكنند قسم مىخورم كه از پنجاه سال پيش تاكنون اين خطبه را بيش از هزار مرتبه خوانده ام و در هر مرتبه اى كه اين خطبه را خوانده ام در من يك رعب و وحشت و موعظه اى ايجاد كرده است ، در قلب من يك حركتى و در اعضاء و جوارحم رعشه اى مخصوص بهوجود آورده ، و هرگاه در اين خطبه تأمّل كرده ام به ياد مُرده ها از اهل و خويشان و دوستان خود افتاده ام ، و اين طور خيال كرده ام كه مقصود حضرت از آن شخص مورد نظر من هستم . او در همين قسمت از سخنش گفته است : بعضى از بزرگان گفته اند همچنان كه برخى آيات قرآن سجده دارد برخى از كلمات حضرت امير هم سجده دارد كه از جمله آن همين خطبه است . به هرحال اين خطبه از خطبه هاى بزرگ نهج البلاغه است و حضرت هم در اين خطبه مطالب مهمّى را ايراد فرموده اند . حمد و سپاس خداوند « اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِى عَلاَ بِحَوْلِهِ ، وَدَنَا بِطَوْلِهِ ، مَانِحِ كُلِّ غَنِيمَة وَفَضْل ، وَكَاشِفِ كُلِّ عَظِيمَة وَاَزْل »
--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 11 ، ص 153